جمعه 6 ارديبهشت 1398   08:52:58

بیست و دومین حدیث از چهل حدیث حضرت امام خمینی(ره) درباره کراهت از مرگ، مغرور نشدن به رحمت پروردگار و ... است. این حدیث با روایتی از امام صادق علیه السلام شروع می شود. آن حضرت می فرماید:

" مردی نزد ابوذر آمد و پرسید: چرا از مرگ کراهت داریم؟ ابوذر جواب داد: چون دنیای خود را آباد کردید وآخرت را خراب. پس چون ( با مرگ) از محلی آباد به سوی مکانی خراب نقل مکان می کنید، ( از مرگ کراهت دارید) از او پرسیدند: وارد شدن ما بر خداوند چگونه است ؟ جواب داد: نیکوکارانتان مثل کسی که از اهل خود غایب است و برآن ها وارد می شود، و بدکارانتان مثل فراری ای است که بر صاحبش برگردانده می شود. از او پرسیدند: حال ما را نزد خداوند چگونه می بینی؟ جواب داد: اعمال خود را با فرموده قرآن مقایسه کنید ؛ هرآینه خداوند می فرماید: همانا نیکوکاران در نعمتها هستند وبدکاران در جهنم."

حضرت ادامه داد : " آن مرد سوال نمود: رحمت خداوند کجاست؟ ابوذر پاسخ داد: رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است . "

همچنین امام صادق علیه السلام فرمود که مردی به ابوذر نوشت:" ای ابوذر برای من تحفه ای علمی بفرست. ابوذر جواب داد: همانا علم بسیار است؛ اما اگر توانی به کسی که دوستش داری بدی نکن. آن مرد گفت: آیا ممکن است کسی به شخصی که دوستش می دارد بدی کند؟ ابوذر فرمود: آری! نفس تو محبوب ترین چیزها نزد توست. پس وقتی نافرمانی خدا را مرتکب می شوی به آن ( نفس خود) بدی کرده ای. "

کراهت از مرگ

مبنای کراهت مردم از مرگ متفاوت است و جناب ابوذر حال مردم متوسط را بیان کرده است.

باید دانست که انسان فطرتاً و ذاتاً دوست دارد که جاودان باشد و از فانی شدن متنفر است. برخی بزرگان همین مطلب را مبنای اثبات معاد دانسته اند و چون ما به باقی بودن و دائمی بودن عالم آخرت یقین و اطمینان نداریم، از مرگ گریزان هستیم.اگر یک دهم آنچه به این عامل اطمینان داریم، به آخرت اعتماد داشتیم، دلهای ما به آخرت تمایل و گرایش پیدا می کرد.

ترس و کراهت افراد متوسط الحال ( از جهت معنوی) به آخرت بدان دلیل است که دنیای خود را آباد کردند و آخرت خود را خراب، و این به خاطر ضعف ایمان است؛ والاّ اشتغال دنیوی با پرداختن به آخرت منافات ندارد و این کراهت و ترس به دلیل نافرمانی از پروردگار است؛ و الا در قیامت حساب و کتاب عادلانه، و حساب کننده عادل است.

محاسبه

در کتاب کافی روایتی از امام کاظم علیه السلام آمده است که حضرت فرمود:" از ما نیست کسی که هر روز نفس خود را محاسبه نکند.  پس اگر عمل نیکی انجام داده است از خدای متعال توفیق زیادتر بطلبد و اگر عمل بدی مرتکب شده است از خداوند به خاطر آن آمرزش بجوید و به سوی خدا بازگردد."

اگر در این دنیا از خود حساب کشیدی در آخرت باکی از حساب کشیدن نداری ؛ همان طور که اگر  در این عالم پیرو ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام باشی در صراط نخواهی لغزید، زیرا حقیقت صراط صورت باطنی ولایت است؛ چنان که در روایات و در زیارت جامعه کبیره در این خصوص آمده است. پس هر کس اعمالش نیکو باشد از قبر و قیامت وحشتی ندارد. آنچه گفته شد درباره افرادی است که از لحاظ ایمان در مرحله متوسط هستند؛ اما مومنان کامل از مرگ کراهت ندارند، بلکه در خوف و وحشت هستند. خوف آنها از عظمت خداوند است؛ چنان که رسول خدا و امیرمومنان این گونه بودند . البته دلهای دوستان الهی نیز در مراتب کمال متفاوت است؛ همان طور که برخی از آنها در شوق هستند وبرخی در خوف و حزن.

در روایتی آمده است که حضرت یحیی(ع) ، حضرت عیسی(ع) را دید که در حال خنده است. باعتاب به عیسی فرمود: گویا تو ازعذاب الهی احساس ایمنی می کنی؟! عیسی پاسخ داد: گویا تو از رحمت خداوند ناامیدی؟! پس خداوند به آنها وحی فرمود: هر کدام از شما که بیشتر به من خوش گمان هستید، نزد من محبوبتر می باشید.

نتیجه اعمال

ظاهر حدیثی که بیان شد می رساند که آباد کردن آخرت و یا خراب کردن آن تابع اعمال و رفتار ما است. در روایت است که زمین بهشت، ساده است و مواد تعمیر آن کارهای انسان می باشد و این مطلب با برهان فلاسفه و کشف اهل شهود و معرفت است. برخی عرفا "جهنم" را زندان خداوند در آخرت عنوان کرده اند. در حدیث است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در معراج، ملائکه را دید که به ساختن بنایی اشتغال دارند و گاه دست از کار می کشند. از جبرئیل سبب این کار را سوال کرد. او جواب داد: مواد این بناها ذکرهای امت است. هر گاه ذکر بگویند، موادی برای ملائک حاصل می شود و مشغول بنا می شوند و چون از ذکر باز بمانند، ملائک نیز دست از کار می کشند.

بر اساس این روایت صورت بهشت و جهنم جسمانی همان صورت کارهای نیکو وکارهای بد مردم است که در آخرت به همان اعمال مراجعه می کنند و در آیات شریفه به آن اشاره شده است.( کهف/49)

آنچه به عنوان کلام ابوذر گفته شد، دستور محکمی است که باید به آن مواظبت نمود. وقتی ابوذر بر اساس کلام قرآن مردم را دو دسته عنوان کرد( خوبان و بدکاران) آن مرد( سوال کننده) از رحمت خداوند سوال نمود. ابوذر نیز گفت: رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است.

 به رحمت خدا نباید مغرور شد

ای دوست! بدان که شیطان و نفس، گاه انسان را به هلاک ابدی می کشاند که از جمله ابزار این کار، مغرور کردن شخص به رحمت پروردگار است. دلیل این مغرور شدن بی مورد آن است که در امور دنیوی به رحمت خدا تکیه نمی کنیم و به اسباب ظاهری متکی می شویم؛ اما همین که آخرت مطرح می شود به رحمت  خدا تکیه می کنیم و با این کار به نافرمانی خدا و رسولش می پردازیم. این شیوه ای غلط و مخالف سیره معصومین علیهم السلام است. آنها با این که بیش از دیگران به رحمت حق معتقد بودند، یک لحظه هم از انجام دادن وظایف کوتاهی نمی کردند. صحیفه سجادیه و دعاهای حضرت سجاد علیه السلام شاهد این ادعاست. پس ادعای ما مبنی بر رحمت خدا و اتکال به آن ناشی از غرور نفس و شیطان است.

این عزیز! همان طورکه ابوذرگفت علوم بسیارند، اماعلم نافع برای ما آن است که خود این اندازه بدی نکنیم و بفهمیم که آموزه های انبیاء واولیاء، کشف حقایقی است که از آنها محروم هستیم . آنها درد و بیماری و دارو و درمان را بیان کرده اند، تو اگر خود را دوست می داری، باید از آن دستورات نگذری و خود را با دارویی که آنها معرفی کرده اند درمان نمایی.

المَوتُ‏

مرگ‏

«الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ» .

«همان (خدایى) که مرگ و زندگى را بیافرید، تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید و اوست ارجمند آمرزنده».

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : إذا ماتَ أحَدُکُم فَقد قامَت قِیامَتُهُ ، یَرى‏ ما لَهُ مِن خَیرٍ و شَرٍّ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : هرگاه یکى از شما بمیرد ، قیامتش بر پا شود . پس خدا را چنان بپرستید که گویى او را مى‏بینید و هر لحظه از او آمرزش بخواهید .

v عنه صلى الله علیه وآله : مَن ماتَ على‏ شی‏ءٍ بَعثَهُ‏اللَّهُ علَیهِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : هر کس با هر چیزى (از اعمال و صفات) بمیرد ، خداوند او را با همان بر مى‏انگیزد.

v الإمام علیٌّ علیه السلام : بالمَوتِ تُختَمُ الدُّنیا .

امام على علیه السلام : با مرگ ، دنیا(ى انسان) پایان مى‏پذیرد .

v عنه علیه السلام : المَوتُ بابُ الآخِرَةِ .

امام على علیه السلام : مرگ ، دروازه آخرت است .

v الإمامُ الصّادقُ علیه السلام - فی قولهِ تعالى‏ :«قُلْ إنّ المَوتَ الّذی تَفِرّونَ مِنهُ فإنّهُ مُلاقِیکُم ...» - : تَعُدُّ السِّنینَ ، ثُمّ تَعُدُّ الشُّهورَ ، ثُمّ تَعُدُّ الأیّامَ ، ثُمّ تَعُدُّ السّاعاتِ ، ثُمّ تَعُدُّ النّفَسَ «فإذا جاءَ أجَلُهُمْ لا یَسْتَأخِرونَ ساعَةً ولا یَسْتَقدِمونَ» .

امام صادق‏علیه السلام - درباره آیه «بگو: آن مرگى که از آن مى‏گریزید، قطعاً به سر وقت شما مى‏آید . ..»*** 1 جمعه ، آیه 8 . *** - : سال‏ها را مى‏شمرى ، بعد ماه‏ها را مى‏شمرى ، بعد روزها را مى‏شمرى ، سپس ساعت‏ها را مى‏شمرى و آن گاه نَفَس‏ها را مى‏شمرى «پس ، چون اجلشان فرا رسد نه (مى‏توانند) ساعتى آن را پس اندازند و نه پیش»*** 2 اعراف ، آیه 34 . *** .

v عنه علیه السلام : إنّ قَوماً فیما مَضى‏ قالُوا لنَبیٍّ لَهُم : اُدعُ لَنا ربَّکَ یَرفَعْ عنّا المَوتَ ، فدَعا لَهُم فرَفَعَ اللَّهُ عنهُمُ المَوتَ ، فکَثُروا حتّى‏ ضاقَت علَیهِمُ المَنازِلُ وکَثُرَ النَّسلُ ، ویُصبِحُ الرّجُلُ یُطعِمُ أباهُ وجَدَّهُ واُمَّهُ وجَدَّ جدِّهِ ویُوَضِّیهِم ویَتَعاهَدُهُم ، فشُغِلوا عن طَلَبِ المَعاشِ ، فقالوا : سَلْ لَنا ربَّکَ أن یَرُدَّنا إلى‏ حالِنا الّتی کُنّا علَیها ، فسألَ نَبیُّهُم ربَّهُ فَرَدَّهُم إلى‏ حالِهِم .

امام صادق علیه السلام : در روزگاران گذشته ، عدّه‏اى به پیغمبرى که داشتند ، گفتند : دعا کن پروردگارت مرگ را از ما برگیرد . آن پیغمبر برایشان دعا کرد و خداوند مرگ را از آنان برداشت . پس ، تعدادشان افزایش یافت ، به حدّى که منازل و خانه‌‏ها برایشان تنگ گشت و نسل زیاد شد و صبح که مى‏شد هر کس مشغول غذا دادن به پدر و پدربزرگ و مادر و پدر پدربزرگ خود مى‏شد و آنها را نظافت مى‏کرد و به سر و وضعشان رسیدگى مى‏نمود . این بود که از کسب و کار افتادند . پس ، گفتند : از پروردگارت تقاضا کن ما را به همان حالى که داشتیم باز گرداند . پیامبرشان نیز از پروردگارش خواهش کرد و خداوند آن جماعت را به حال اوّلشان باز گردانید .

الیقینُ بالموتِ‏

یقین به مرگ‏

«کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ» .

«هر جاندارى، چشنده (طعم) مرگ است. و همانا روز رستاخیز پاداش‏هایتان به طور کامل به شما داده مى‏شود. پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت در آورند، قطعاً کامیاب شده است و زندگى دنیا جز کالاى پست پرفریبى نیست».

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام : ما رَأیتُ إیماناً مَع‏یَقینٍ أشبَهَ مِنهُ بشَکٍّ على‏ هذا الإنسانِ ؛ إنّهُ کُلَّ یَومٍ یُوَدِّعُ إلَى القُبورِ ویُشَیِّعُ ، وإلى‏ غُرورِ الدّنیا یَرجِعُ ، وعنِ الشَّهوَةِ والذُّنوبِ لا یُقلِعُ ، فلَو لَم یَکُن لابنِ آدمَ المِسکینِ ذَنبٌ یَتَوَکَّفُهُ ولاحِسابٌ یَقِفُ علَیهِ إلّا مَوتٌ یُبَدِّدُ شَملَهُ ویُفَرِّقُ جَمعَهُ ویُوتِمُ وُلدَهُ ، لَکانَ یَنبَغی لَهُ أن یُحاذِرَ ما هُوَ فیهِ بأشَدِّ النَّصَبِ والتّعَبِ .

امام على علیه السلام : هیچ ایمانِ توأم با یقینى ندیدم که براى این انسان به شکّ شبیه‌تر باشد ؛ او هر روز مردگان را به سوى گورستان تشییع مى‏کند و به گور مى‏سپارد ولى با این حال باز به دنیاى فریبنده روى مى‏آورد و از شهوت و گناهان دست نمى‏کشد . اگر این بینوا فرزند آدم را نه گناهى بود که مرتکب شود و نه حساب و کتابى در کارش بود ، به ‏جز همین مرگ که اجتماع او را پراکنده و جمعش را متفرّق و فرزندانش را یتیم مى‏کند ، بى گمان سزاوار بود که از این دنیاى پر رنج و خستگى حذر کند .

v عنه علیه السلام - مِن وَصایاهُ لابنِهِ الحسنِ علیه السلام - : اعلَمْ یا بُنَیَّ أ نَّکَ إنّما خُلِقتَ للآخِرَةِ لا للدُّنیا ، وللفَناءِ لا للبَقاءِ ، وللمَوتِ لا للحَیاةِ ، وأ نَّکَ فی قُلعَةٍ ودارِ بُلغَةٍ وطَریقٍ إلَى الآخِرَةِ ، وأ نّکَ طَریدُ المَوتِ الّذی لایَنجو مِنهُ هارِبُهُ ، ولا یَفوتُهُ طالِبُهُ ، ولابُدَّ أ نّهُ مُدرِکُهُ ، فکُن مِنهُ على‏ حَذَرٍ أن یُدرِکَکَ وأنتَ على‏ حالٍ سَیِّئةٍ ، قد کنتَ تُحَدِّثُ نفسَکَ مِنها بالتَّوبَةِ فیَحولُ بینَکَ وبینَ ذلکَ ، فإذا أنتَ قد أهلَکتَ نفسَکَ .

امام على علیه السلام - از سفارش‌هایش به امام حسن علیه السلام - : بدان اى فرزندم، که ‏تو در حقیقت‏ براى آخرت آفریده شده‏اى نه براى دنیا ، براى رفتن نه براى ماندن ، براى مردن نه براى زیستن . تو در منزلگاهى کوچ کردنى و در سرایى ناپایدار و عاریتى و در راه آخرت هستى . تو فرارى (و تعقیب شده) مرگ هستى ؛ مرگى که نه گریزانش را از چنگ آن رهایى است و نه جوینده‏اش از دست او به در رود ، بلکه ناگزیر به او مى‏رسد . پس ، بترس از این که مرگ تو را به هنگامى در رسد که در حال گناهى باشى که خودت را به توبه از آن وعده مى‏داده‌‏اى و او نگذارد توبه کنى و آن گاه است که خود را به هلاکت در افکنده‌‏اى .

v عنه علیه السلام : أنتُم طُرَداءُ المَوتِ ، إن أقَمتُم‏لَهُ أخَذَکُم ، وإن فَرَرتُم مِنهُ أدرَکَکُم ، وهُو ألزَمُ لَکُم مِن ظِلِّکُم ، المَوتُ مَعقودٌ بنَواصیکُم .

امام على علیه السلام : شما فراریان (و تعقیب‌‏شدگان) مرگ هستید . اگر برایش بایستید ، شما را مى‏گیرد و اگر هم از آن بگریزید ، به شما مى‏رسد . او از سایه شما به شما پیوسته‌‏تر است . مرگ به پیشانیهاى شما گره خورده ‏است .

v الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : ما خَلقَ اللَّه‌ُ‏عزّ و عجل یَقیناً لا شَکَّ فیهِ أشبَهَ بشَکٍّ لا یَقینَ فیهِ مِن المَوتِ .

امام صادق علیه السلام : خداوند عزّ و جل هیچ چیزى مانند مرگ نیافریده است که در عین آن که یقینى است و هیچ شکّى در آن نیست ، چونان شکّى است که در آن (کمترین) یقینى نباشد .

اقتِرابُ الرَّحیلِ‏

زمان کوچ نزدیک است‏

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام : إذا کُنتَ فی إدبارٍ والمَوتُ فی‏ إقبالٍ ، فما أسرَعَ المُلتَقى‏ !

امام على علیه السلام : اگر تو به زندگى پشت کرده‌‏اى و مرگ به تو روى‏آور است، پس چه ‏زود دیدار میسّر است .

v عنه علیه السلام : الرَّحیلُ وَشِیکٌ .

امام على علیه السلام : زمان کوچ (از دنیا) نزدیک است .

v عنه علیه السلام : لا غائبَ أقرَبُ مِن المَوتِ .

امام على علیه السلام : هیچ غایبى نزدیکتر از مرگ نیست .

تفسیرُ الموتِ‏

تفسیر مرگ‏

v الإمامُ زینُ العابدینَ علیه السلام - لمّا سُئلَ عنِ المَوتِ - : لِلمؤمنِ کنَزعِ ثِیابٍ وَسِخَةٍ قَمِلَةٍ ، وفَکِّ قُیودٍ وأغلالٍ ثَقیلَةٍ ، والاستِبدالِ بأفخَرِ الثِّیابِ وأطیَبِها رَوائحَ ، وأوطَاَ المَراکِبِ ، وآنَسِ المَنازِلِ ؛ وللکافِرِ کخَلعِ ثِیابٍ فاخِرَةٍ ، والنَّقلِ عن مَنازِلَ أنیسَةٍ ، والاستِبدالِ بأوسَخِ الثِّیابِ وأخشَنِها ، وأوحَشِ المَنازِلِ ، وأعظَمِ العَذابِ .

امام سجّاد علیه السلام - در پاسخ به پرسش که : مرگ چیست؟ - : (مرگ) براى مؤمن چون کندن جامه‌‏هایى چرکینِ شپشى‏از تن‏است و از هم‏ گسستن‌‏کُند و زنجیرهاى گرانبار و جایگزین کردن فاخرترین و خوشبوترین جامه‌‏ها و راهوارترین مرکب‏ها و امن‏ترین منزل‏ها . و براى کافر به منزله کندن جامه‏‌هایى فاخر از تن و منتقل شدن از منزل‏هایى امن و جایگزین کردن آنها به کثیف‏ترین و خشن‏ترین جامه‏‌ها و وحشتناکترین منزل‏ها و بزرگترین عذاب است .

v الإمامُ الکاظمُ علیه السلام - لَمّا دَخَلَ على‏ رجُلٍ قد غَرِقَ فی سَکَراتِ المَوتِ - : المَوتُ هُو المَصْفاةُ یُصَفّی المؤمنینَ مِن ذُنوبِهِم فیکونُ آخِرُ ألَمٍ یُصیبُهُم کَفّارَةَ آخِرِ وِزرٍ بَقِیَ علَیهِم ، ویُصَفّی الکافِرینَ مِن حَسَناتِهِم فیکونُ آخِرَ لَذّةٍ أو راحَةٍ تَلحَقُهُم ، وهُو آخِرُ ثَوابِ حسَنَةٍ تکونُ لَهُم ... .

امام کاظم علیه السلام - هنگامى که نزد مردى رفت که در سکرات مرگ فرو رفته بود - : مرگ صافى‏اى است که مؤمنان را از گناهانشان صاف مى‏کند و آخرین دردى است که به عنوان کفّاره آخرین گناهى که در وجودشان مى‏باشد به آنها مى‏رسد و کافران را نیز از حسناتشان صاف مى‏سازد و آخرین خوشى یا آسایشى است که به عنوان آخرین پاداش حسنه‌‏اى که دارند ، به ایشان مى‏رسد ... .

v الإمامُ الجوادُ علیه السلام - لمّا سُئلَ عنِ المَوتِ - : هُو النَّومُ‏الّذی یأتیکُم کُلَّ لیلَةٍ إلّا أ نّهُ طویلٌ مُدَّتُهُ لا یُنتَبَهُ مِنهُ إلّا یَومَ القیامَةِ ، فمَن رأى‏ فی نَومِهِ من أصنافِ الفَرَحِ ما لا یُقادِرُ قَدرَهُ ، ومِن أصنافِ الأهوالِ ما لا یُقادِرُ قَدرَهُ ، فکیفَ حالُ فَرِحٍ فی النَّومِ ووَجِلٍ فیهِ ؟ هذا هُو المَوتُ ، فاستَعِدُّوا لَهُ .

امام جواد علیه السلام - نیز در پاسخ به سؤال از مرگ - : همان خوابى است که هر شب به سراغ شما مى‏آید ، جز این که مدّتش طولانى است و انسان از این خواب بیدار نمى‏شود مگر در روز رستاخیز . کسى که در خواب خود انواع شادى‏هاى بى‏شمار و انواع ترس و وحشت‏هاى بى‏مقدار مى‏بیند ، آن که در خواب شاد است و آن که در آن دچار ترس و هراس است چه حالى دارد ؟ این است مرگ ؛ پس خود را براى آن آماده سازید .

موتُ المؤمنِ‏

مرگ مؤمن‏

«الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» .

«همان کسانى که فرشتگان پاک جانشان را مى‏ستانند (و به آنان) مى‏گویند : درود بر شما باد، به (پاداش) آنچه عمل کردید، به بهشت در آیید».

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : المَوتُ رَیحانَةُ المؤمنِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : مرگ دسته گل خوشبوى مؤمن است .

v عنه صلى الله علیه وآله : تُحفَةُ المؤمنِ المَوتُ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : مرگ، ارمغانِ مؤمن است .

v الإمامُ الصّادقُ علیه السلام - فی قولهِ تعالى‏ : «لَهُمُ البُشْرى‏ فی الحَیاةِ الدُّنیا» - : هُو أن یُبَشِّراهُ بالجَنّةِ عِند المَوتِ ، یَعنی محمّداً وعلیّاً علیهما السلام .

امام صادق علیه السلام : - درباره آیه «بر ایشان بشارت‏است در زندگى دنیا»*** 1 یونس ، آیه 64 . *** - : در هنگام مردن ، محمّد و على 8 او را به بهشت بشارت مى‏دهند .

v الإمامُ الرِّضا علیه السلام - فی عِیادَةِ رجُلٍ مِن أصحابهِ - : کیفَ تَجِدُکَ ؟ قالَ : لَقِیتُ المَوتَ بَعدَکَ ! - یُریدُ ما لَقِیَهُ مِن شِدَّةِ مَرَضِهِ - فقالَ : کیفَ لَقِیتَهُ ؟ فقالَ : ألیماً شَدیداً ، فقالَ : ما لَقِیتَهُ ، إنّما لَقِیتَ ما یُنذِرُکَ بهِ ویُعرِّفُکَ بعضَ حالِهِ ... .

امام رضا علیه السلام - هنگام عیادت از مردى از اصحاب خود - : حالت چگونه است ؟ عرض کرد : بعد از (رفتن) شما ، مرگ را دیدم ! - منظورش درد و رنجى بود که از شدّت بیماریش مى‏کشید - حضرت فرمود : آن را چگونه دیدى ؟ عرض کرد : سخت و دردناک . فرمود : تو مرگ را ندیده‏اى ، بلکه هشداردهنده مرگ و چیزى را دیده‌‏اى که پاره‏اى از احوال آن را به تو مى‏شناساند ... .

ذِکرُ الموتِ‏

یاد مرگ‏

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : أکثِروا مِن ذِکرِ هادِمِ اللَّذّاتِ ، فقیلَ : یا رسولَ اللَّهِ، فما هادِمُ اللَّذّاتِ ؟ قالَ : المَوتُ ، فإنّ أکیَسَ المؤمنینَ أکثَرُهُم ذِکراً للمَوتِ ، وأشَدُّهُم لَهُ استِعداداً .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : ویران کننده خوشى‏ها را فراوان یاد کنید . عرض شد : اى رسول خدا ، ویران کننده خوشى‏ها چیست ؟ فرمود : مرگ ؛ زیرکترین مؤمنان کسى است که مرگ را بیشتر یاد کند و براى آن آماده‏‌تر باشد .

v عنه صلى الله علیه وآله : أکثِروا ذِکرَ المَوتِ ، فما مِن عَبدٍ أکثَرَ ذِکرَهُ إلّا أحیا اللَّهُ قلبَهُ وهَوَّنَ علَیهِ المَوتَ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : مرگ را فراوان یاد کنید ؛ زیرا هیچ بنده‏اى آن را بسیار یاد نکرد ، مگر این که خداوند دلش را زنده گردانید و مردن را بر او آسان ساخت .

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام - لابنهِ الحسنِ علیه السلام - :یا بُنیَّ ، أکثِرْ مِن ذِکرِ المَوتِ ، وذِکرِ ما تَهجُمُ علَیهِ وتُفضی بعدَ المَوتِ إلَیهِ ، حتّى‏ یأتیَکَ وقد أخَذتَ مِنهُ حِذرَکَ وشَدَدتَ لَه أزرَکَ ، ولا یَأتیَکَ بَغتَةً فیَبهَرَکَ .

امام على علیه السلام - به فرزند بزرگوارش امام حسن علیه السلام - : فرزندم ، بسیار به یاد مرگ باش و به یاد آنچه در آن افتى و پس از مرگ به سوى آن کشانده شوى ، تا آن گاه که بر تو درآید ، با تمام توان در برابرش آماده و کمر خود را براى آن بسته باشى ، نه آن که ناگهان بر تو در آید و نَفَست را ببُرد .

v الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : ذِکرُ المَوتِ یُمیتُ الشَّهَواتِ فی النَّفسِ ، ویَقلَعُ مَنابِتَ الغَفلَةِ ، ویُقَوّی القلبَ بمَواعِدِ اللَّهِ ، ویُرِقُّ الطَّبعَ ، ویَکسِرُ أعلامَ الهَوى‏ ویُطفِئُ نارَ الحِرصِ ، ویُحَقِّرُ الدُّنیا .

امام صادق علیه السلام : یاد مرگ ، خواهش‏هاى نفس را مى‏میراند و رویشگاه‏هاى غفلت را ریشه‏کن مى‏کند و دل را با وعده‏هاى خدا نیرو مى‏بخشد و طبع را نازک مى‏سازد و پرچم‏هاى هوس را درهم مى‏شکند و آتش حرص را خاموش مى‏سازد و دنیا را در نظر کوچک مى‏کند .

v عنه علیه السلام : أکثِروا ذِکرَ المَوتِ ؛ فإنّهُ ما أکثَرَ ذِکرَ المَوتِ إنسانٌ إلّا زَهِدَ فی الدُّنیا .

امام صادق علیه السلام : مرگ را فراوان یاد کنید ؛ زیرا هیچ انسانى مرگ را بسیار یاد نکرد ، مگر این که به دنیا بى‏رغبت شد .

v الإمامُ الهادیُّ علیه السلام : اُذکُرْ مَصرَعَکَ بینَ یَدَی أهلِکَ؛ ولا طَبیبَ یَمنَعُکَ ، ولا حَبیبَ یَنفَعُکَ .

امام هادى علیه السلام : به یادآور ، آن هنگامى را که پیش روى خانواده‏ات در بستر مرگ افتاده‏اى و نه طبیب مى‏تواند مردنت را جلوگیرد و نه دوست به کارت مى‏آید .

الاستِعدادُ للموتِ‏

آماده شدن براى مرگ‏

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : مَنِ ارتَقَبَ المَوتَ سارَعَ‏فی الخَیراتِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : کسى که چشم به راه مرگ باشد ، در کارهاى نیک بکوشد .

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام : اِستَعِدّوا للمَوتِ فقد أظَلَّکُم ، وکُونوا قَوماً صِیحَ بِهِم فانتَبَهوا ، وعَلِموا أنّ الدُّنیا لَیسَت لَهُم بدارٍ فاستَبدَلوا ... .

امام على علیه السلام : براى مرگ آماده شوید ؛ زیرا مرگ بر سر شما سایه افکنده است و همچون گروهى باشید که بر سر آنها فریاد زده شد و بیدار شدند و دانستند که دنیا سراى آنها نیست و از این رو آن را (به جهان دیگر) عوض کردند ... .

v عنه علیه السلام : إنّ أمراً لاتَعلَمُ مَتى‏یَفجَؤُکَ یَنبَغی أنْ تَستَعِدَّ لَهُ قبلَ أن یَغشاکَ .

امام على علیه السلام : امرى که نمى‏دانى چه وقت غافلگیرت مى‏کند، سزاست که پیش از آن که تو را فراگیرد ، خویشتن را برایش آماده سازى .

v عنه علیه السلام : عَجِبتُ لمَن یَرى‏ أ نّهُ یُنقَصُ کلَّ یَومٍ فی نفسِهِ وعُمرِهِ وهُو لا یَتَأهَّبُ للمَوتِ !

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسى که مى‏بیند هر روز از جان و عمر او کاسته مى‏شود و با این حال براى مرگ آماده نمى‏شود .

v عنه علیه السلام : بادِروا المَوتَ وغَمَراتِهِ ،وامهَدوا لَهُ قبلَ حُلُولِهِ ، وأعِدُّوا لَهُ قبلَ نُزولِهِ .

امام على علیه السلام : پیش از مرگ و سختى‏هاى آن ، کارى بکنید و قبل از رسیدنش ، مقدمات آن را فراهم آورید و پیش از فرود آمدنش ، براى آن آماده شوید .

v عنه علیه السلام : ما أنزَلَ المَوتَ حَقَّ مَنزِلَتِهِ مَن عَدَّ غَداً مِن أجَلِهِ .

امام على علیه السلام : کسى‏که فردا را از عمر خود به شمار آورد ، مرگ را در جایگاه شایسته‌‏اش قرار نداده ‏است .

v عنه علیه السلام - لمّا سُئلَ عنِ الاستِعدادِ للمَوتِ - : أداءُ الفَرائضِ ، واجتِنابُ الَمحارِمِ ، والاشتِمالُ علَى المَکارِمِ ، ثُمّ لایُبالی أوَقَعَ علَى المَوتِ أم وَقَعَ المَوتُ علَیهِ . واللَّهِ ، ما یُبالی ابنُ أبی‏طالبٍ أوَقَعَ علَى المَوتِ أم وَقَعَ المَوتُ علَیهِ .

امام على علیه السلام - در پاسخ به سؤالى درباره آمادگى براى مرگ - : به جا آوردن واجبات و دورى کردن از حرام‏ها و فرا گرفتن خوى‏هاى نیک . با رعایت این امور ، دیگر آدمى را چه باک که او به سراغ مرگ رود یا مرگ به سراغش آید . سوگند به خدا ، که پسر ابى طالب را باکى نیست که خود به سراغ مرگ رود ، یا مرگ به سراغ او آید .

تَمَنّی الموتِ‏

آرزوى مرگ‏

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : لا یَدعُوَنَّ أحَدُکُم بالمَوتِ لِضُرٍّ نَزَلَ بهِ ، ولکنْ لِیَقُل : اللّهُمّ أحیِنی ما کانَتِ الحَیاةُ خَیراً لی ، وتَوَفَّنی إذا کانَتِ الوَفاةُ خَیراً لی .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : هرگز کسى از شما به خاطر گزندى که به او مى‏رسد ، خود را به مرگ نفرین نکند . بلکه بگوید : بار خدایا ، تا زمانى که زندگى برایم بهتر است ، مرا زنده بدار و هر گاه مرگ برایم بهتر بود ، مرا بمیران .

v عنه صلى الله علیه وآله : لایَتَمنّى‏ أحَدُکُمُ المَوتَ إلّا أن یَثِقَ بِعَملِهِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : هیچ یک از شما آرزوى مرگ نکند ، مگر این که به عمل خود اطمینان داشته باشد .

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام - لِلحارثِ الهَمْدانیِّ - : وأکثِرْ ذِکرَ المَوتِ وما بعدَ المَوتِ ، ولا تَتَمَنَّ المَوتَ إلّا بشَرطٍ وَثیقٍ .

امام على علیه السلام به حارث همدانى فرمود : مرگ و پس از مرگ را فراوان یاد کن و هرگز آرزوى مرگ مکن ، مگر با شرطى استوار .

v الإمامُ الکاظمُ‏علیه السلام - لِرجُلٍ یَتَمنّى‏ المَوتَ - : هل بینَکَ وبینَ اللَّهِ قَرابَةٌ یُحابیکَ لَها ؟ قالَ : لا . قالَ : فهَل لکَ حَسَناتٌ قَدَّمتَها تَزیدُ على‏ سَیّئاتِکَ ؟ قالَ : لا . قالَ : فأنتَ إذاً تَتَمنّى‏ هَلاکَ الأبَدِ !

امام کاظم علیه السلام - به مردى که آرزوى مرگ مى‏کرد - : آیا میان تو و خداوند خویشاوندیى است که به خاطر آن تو را کمک رساند ؟ عرض کرد : خیر . فرمود : آیا خوبى‏هایى که بر بدى‏هایت فزونى داشته باشد پیش فرستاده‏اى ؟ عرض کرد : خیر . فرمود : پس ، با این حال تو هلاکت ابدى را آرزو مى‏کنى !

سَکرَةُ الموتِ‏

مستى مرگ‏

«وَجاءَتْ سَکْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِکَ مَا کُنْتَ مِنْهُ تَحِیدُ» .

«و مستى و سستى مرگ، به راستى در رسید؛ این همان است که از آن مى‏گریختى».

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : اِحضَروا مَوتاکُم ولَقِّنوهُم «لا إلهَ إلَّا اللَّهُ» وبَشِّروهُم بالجَنَّةِ ، فإنّ الحَلیمَ مِن الرِّجالِ والنِّساءِ یَتَحَیّرُ عندَ ذلکَ المَصرَعِ ، وإنّ الشّیطانَ أقرَبُ ما یکونُ مِن ابنِ آدمَ عندَ ذلکَ المَصرَعِ . والّذی نَفسی بیَدِهِ ! لَمُعایَنةُ مَلَکِ المَوتِ أشَدُّ مِن ألفِ ضَربَةٍ بالسَّیفِ . والّذی نَفسی بیَدِهِ ! لا تَخرُجُ نَفسُ عَبدٍ مِن الدّنیا حتّى‏ یَتَألَّمَ کُلُّ عِرقٍ مِنهُ على‏ حِیالهِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : در بالین مردگان خود حاضر شوید و به آنان «لا اله الا اللَّه» تلقین کنید و نوید بهشتشان دهید ؛ زیرا حتّى مردان و زنان بردبار هم در این صحنه گیج و سرگشته مى‏شوند و شیطان بیش از هر زمان دیگرى در هنگام مرگ به آدمى نزدیک مى‏گردد . سوگند به آن که جانم در دست اوست ، مشاهده فرشته مرگ (عزرائیل) سخت‏تر از هزار ضربه شمشیر است . سوگند به آن که جانم در دست اوست ، جان هیچ بنده‌‏اى از دنیا (بیرون) نرود مگر این که یکایک رگ‏هاى او درد کشند .

v عنه صلى الله علیه وآله : لو أنّ البَهائمَ یَعلَمْنَ مِن‏المَوتِ ما تَعلَمونَ أنتُم ، ما أکَلتُم مِنها سَمیناً !

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : اگر حیوانات آنچه را که شما از مرگ مى‏دانید ، مى‏دانستند هرگز حیوان فربهى نمى‏خوردید !

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام : إنّ للمَوتِ لَغَمَراتٍ هِیَ أفظَعُ مِن أن تُستَغرَقَ بصِفَةٍ ، أو تَعتَدِلَ على‏ عُقولِ أهلِ الدّنیا .

امام على علیه السلام : مرگ را سختى‏هایى است دشوارتر از آن که در وصف گنجد ، یا با خردهاى مردم جهان سنجیده شود .

علّةُ کراهةِ الموتِ‏

علّت ناخوش داشتن مرگ‏

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله - لرجُلٍ سَألَهُ عن عِلّةِ کَراهَةِ المَوتِ - : ألکَ مالٌ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : فقَدَّمتَهُ ؟ قالَ : لا ، قالَ : فمِن ثَمّ لا تُحِبُّ المَوتَ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله - به مردى‏که پرسید: علّت ناخوش داشتن مرگ چیست ؟ - : آیا ثروتى دارى ؟ عرض کرد : آرى . فرمود : آیا آن را (براى آخرتت) پیش فرستاده‏اى ؟ عرض کرد : خیر . فرمود : از این جاست که مرگ را دوست ندارى .

v الإمامُ الحسنُ علیه السلام - أیضاً - : لِأنّکُم أخرَبتُم آخِرَتَکُم، وعَمّرتُم دُنیاکُم ، وأنتُم تَکرَهونَ النُّقلَةَ مِن العُمرانِ إلَى الخَرابِ .

امام حسن علیه السلام - نیز در پاسخ به همین پرسش - : زیرا شما آخرت خود را ویران کرد‌ه‏اید و دنیایتان را آباد و دوست ندارید از آبادانى به ویرانه منتقل شوید .

تَمثُّلُ النّبیِّ والأئمّةِ للمحتضرِ

نمایان پیامبر و ائمه براى محتضر

v الإمامُ علیٌ‏علیه السلام : مَن أحَبَّنی وجَدَنی عندَ مَماتِهِ بحَیثُ یُحِبُّ، ومَن أبغَضَنی وجَدَنی عندَ مَماتِهِ بحَیثُ یَکرَهُ .

امام على علیه السلام : هر که مرا دوست داشته باشد ، در هنگام ‏مرگش مرا آن گونه که خوشایند اوست بیابد و هرکه مرا دشمن داشته باشد ، به هنگام مرگش مرا بدان گونه که ناراحت شود بیابد .

v الإمامُ الصّادقُ علیه السلام - لمّا سُئلَ : هل یُکرَهُ المؤمنُ على‏ قَبضِ رُوحِهِ ؟ - : لا واللَّهِ ، إنّهُ إذا أتاهُ ملَکُ المَوتِ لقَبضِ رُوحهِ جَزِعَ عِندَ ذلکَ ، فیَقولُ لَهُ ملَکُ المَوتِ : یا وَلیَّ اللَّهِ لا تَجزَعْ ، فوالّذی بَعَثَ محمّداً صلى الله علیه وآله لَأنا أبَرُّ بِکَ وأشفَقُ علَیکَ من والِدٍرَحیمٍ لو حَضَرَکَ ، افتَحْ عَینَکَ فانظُرْ . قالَ : ویُمَثَّلُ لَهُ رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وأمیرُ المؤمنینَ وفاطمةُ والحسنُ والحسینُ والأئمةُ من ذُرِّیتِهِم علیهم السلام فیقالُ لَهُ : هذا رسولُ اللَّهِ و ... رُفَقاؤکَ ... فما شی‏ءٌ أحَبَّ إلَیهِ مِنِ استِلالِ رُوحِهِ واللُّحوقِ بالمُنادی .

امام صادق علیه السلام - در پاسخ به این پرسش که آیا مؤمن از جان کندن خود ناراحت مى‏شود - : نه ، به خدا ، زمانى که فرشته مرگ (عزرائیل) براى ستاندن جانش مى‏آید ، او بى‏تابى مى‏کند . امّا عزرائیل به او مى‏گوید : اى دوست خدا ، بى‏تابى مکن ؛ زیرا سوگند به آن که محمّد صلى الله علیه وآله را برانگیخت ، من از پدر مهربانى که به بالینت بیاید ، با تو خوشرفتارتر و مهربانترم . چشمت را باز کن و بنگر . حضرت فرمود : رسول خدا صلى الله علیه وآله و امیرمؤمنان و فاطمه و حسن و حسین و امامان از نسل آنهاعلیهم السلام، در برابرش نمایان مى‏شوند و به‏ او گفته مى‏شود: این رسول خدا و ... رفیقان و همرهان تو هستند ... در این هنگام ، چیزى براى او خوشتر از این نیست که جان از بدنش جدا شود و به منادى بپیوندد .

v عنه علیه السلام : ما یَموتُ مُوالٍ لَنا مُبغِضٌ لأعدائنا إلّا ویَحضُرُهُ رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وأمیرُالمؤمنینَ والحسنُ والحسینُ علیهم السلام فَیَسُرُّوهُ ویُبَشِّروهُ ، وإن کانَ غیرَ مُوالٍ لَنا یَراهُم بحَیثُ یَسوؤهُ .

والدّلیلُ على‏ ذلکَ قَولُ أمیرِالمؤمنینَ علیه السلام لحارثِ الهَمْدانیِّ : یا حارَ هَمْدانَ مَن یَمُتْ یَرَنی‏ مِن مؤمنٍ أو مُنافِقٍ قُبُلا

امام صادق علیه السلام : هیچ کس نیست که دوستدار ما و دشمنِ دشمنان ما باشد و بمیرد ، مگر این که (در هنگام مرگش) رسول خدا صلى الله علیه وآله و امیرمؤمنان و حسن و حسین - صلوات اللَّه علیهم - حاضر شوند و اگر دوستدار ما نباشد ، آنان را به گونه‏اى که ناراحت شود ، مشاهده کند . دلیل بر این مطلب ، فرموده امیرمؤمنان علیه السلام به حارث همْدانى است که :

اى حارث همدانى ، هر کس بمیرد مرا رو در رو مى‏بیند ، مؤمن باشد یا منافق .

موتُ الفُجأةِ

مرگ ناگهانى‏

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : إنّ مَوتَ الفُجأةِ تَخفیفٌ‏عنِ المؤمنِ ، وأخذَةُ أسَفٍ عنِ الکافِرِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : مرگ ناگهانى ، تخفیفى است براى مؤمن (از رنج مردن و سکرات موت) و (جان) ستاندنى خشماگین از کافر .

v عنه صلى الله علیه وآله : مَوتُ الفُجأةِ تَخفیفٌ علَى المؤمنینَ ، ومَسخَطَةٌ علَى الکافِرینَ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : مرگ ناگهانى ، تخفیفى است براى مؤمنان و خشمى است بر کافران .

v عنه صلى الله علیه وآله : مِن أشراطِ السّاعَةِ أن یَفشوَ الفالَجُ ومَوتُ الفُجأةِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : از نشانه‏هاى (فرا رسیدن) قیامت ، شیوع بیمارى فلج و مرگ ناگهانى است .

تشییعُ الجَنازةِ

تشییع جنازه‏

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : سِرْ سَنتَینِ بِرَّ والِدَیکَ، سِرْ سَنةً صِلْ رَحِمَکَ، سِرْ مِیلاً عُدْ مَریضاً ، سِرْ مِیلَینِ شَیِّعْ جَنازَةً .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : براى نیکى به ‏پدر و مادرت، مسافت دوساله بپیما . براى به جا آوردن صله رحم ، مسافت یک ساله بپیما . براى عیادت بیمار ، یک میل راه بپیما و براى شرکت در تشییع جنازه‏اى ، دو میل راه بپیما .

v عنه صلى الله علیه وآله : علَیکُم بالسَّکِینَةِ ، علَیکُم بالقَصدِ فی المَشیِ بجَنائزِکُم .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : بر شما باد حفظ آرامش و وقار : بر شما باد آرام راه رفتن در تشییع جنازه‏هاى (مردگان)تان .

v الدعوات : کانَ رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله إذا تَبِعَ جَنازَةً غَلَبَتهُ‏کآبَةٌ ، وأکثَرَ حَدیثَ النَّفسِ ، وأقَلَّ الکلامَ .

الدعوات : پیامبر خدا صلى الله علیه وآله ، هرگاه در پى جنازه‏اى مى‏رفت ، اندوه او را فرا مى‏گرفت ، بیشتر در خود فرو مى‏رفت و با خود مى‏اندیشید و کمتر سخن مى‏گفت .

v الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : أوّلُ ما یُتحَفُ بهِ‏المؤمنُ یُغفَرُ لِمَن تَبِعَ جَنازتَهُ .

امام صادق علیه السلام : نخستین ارمغانى که به مؤمن (متوفّى) داده مى‏شود ، آمرزش تشییع کنندگان جنازه اوست .

v عنه علیه السلام : یَنبَغی لأولیاءِ المَیّتِ أن یُؤْذِنوا إخوانَ المَیّتِ بمَوتهِ ، فیَشهَدونَ جَنازَتَهُ ویُصَلُّونَ علَیهِ ، فیُکسِبُ لَهُمُ الأجرَ ویُکسِبُ لِمَیّتهِ الاستِغفارَ .

امام صادق علیه السلام : شایسته است که صاحبان عزا برادران دینى میّت را از مرگ او با خبر سازند ، تا در تشییع جنازه حاضر شوند و بر او نماز خوانند و بدین ترتیب ، هم براى آنان اجرى حاصل شود و هم براى میّت استغفار به عمل آید .

الدَّفنُ‏

خاکسپارى‏

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : إذا ماتَ المَیِّتُ أوّلَ النَّهارِ فلایَقیلُ إلّا فی قَبرِهِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : هرگاه کسى اوّل روز مُرد ، نیمروز را جز در گورش نباید بگذراند .

v عنه صلى الله علیه وآله : لاتَدفِنوا مَوتاکُم باللّیلِ إلّاأن تَضطَرُّوا .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : مردگان خود را شب دفن نکنید ، مگر این که ناچار باشید .

v عنه صلى الله علیه وآله : إنّ أرحَمَ ما یَکونُ اللَّهُ بالعَبدِإذا وُضِعَ فی حُفرَتِهِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : بیشترین مهربانى خدا به بنده ، هنگامى است که در گورش مى‏نهند .

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام : أمَرَنا رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله أن نَدفِنَ مَوتانا وَسطَ قَومٍ صالِحینَ ؛ فإنّ المَوتى‏ یَتأذّونَ بجارِ السَّوءِ کما یَتأذّى‏ بهِ الأحیاءُ .

امام على علیه السلام : رسول خدا صلى الله علیه وآله به ما دستور داد مردگانمان را در میان مردمانى صالح به خاک بسپاریم ؛ زیرا مردگان نیز همچون زندگان از همسایه بد رنج مى‏برند .

ما یَتبَعُ الإنسانَ بَعدَ الموتِ‏

آنچه پس از مردن دنبال انسان مى‏آید

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : یَتبَعُ المَیّتَ ثلاثةٌ: أهلُهُ ومالُهُ وعمَلُهُ، فیَرجِعُ اثنانِ ویَبقى‏ واحِدٌ ؛ یَرجِعُ أهلُهُ ومالُهُ ، ویَبقى‏ عَمَلُهُ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : سه چیز از پى مرده مى‏رود : خانواده‏اش ، مالش و کردارش ؛ امّا دوتاى آنها برمى‏گردند و یکى مى‏ماند : خانواده و مالش بر مى‏گردند و کردارش مى‏ماند .

v الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : سِتّةٌ یَلحَقنَ المؤمنَ‏بعدَ وَفاتِهِ : ولدٌ یَستَغفِرُ لَهُ ، ومصحَفٌ یُخَلِّفُهُ ، وغَرسٌ یَغرِسُهُ ، وصَدَقَةُ ماءٍ یُجریهِ ، وقَلیبٌ یَحفِرُهُ ، وسُنّةٌ یُؤخَذُ بها مِن بَعدِهِ .

امام صادق علیه السلام : شش چیز است که (ثواب‏آنها) بعد از وفات مؤمن به او مى‏رسد : فرزندى که برایش آمرزش طلبد ، مصحفى که از خود بر جاى گذارد ، نهالى که بکارد ، صدقه آبى (مانند نهر و قنات) که جارى سازد ، چاهى که حفر کند و سنّتى (و کردار نیکى) که بعد از او به کار بسته شود

الآخِرةُ

«مَنَ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَالَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ» .

آخرت‏

«هر کس کِشت آخرت را بخواهد به کشته‏اش مى‏افزاییم و هرکس کشت دنیا را بخواهد از همان به او عطا مى‏کنیم و در آخرت بهره و نصیبى ندارد».

v  الإمامُ علیٌّ علیه السلام : الدُّنیا مُنْیةُ الأشْقِیاءِ ، الآخِرةُ فَوزُ السُّعَداءِ .

امام على علیه السلام : دنیا آرزوى بدبختان است و آخرت پیروزى نیکبختان .

v  عنه علیه السلام : عَلَیْکَ بالآخِرَةِ تأتِکَ الدُّنیا صاغِرةً .

امام على علیه السلام : به آخرت چنگ درزن ، دنیا برایت کوچک آید .

v عنه علیه السلام : إنّ الدُّنیا مُنقَطِعةٌ عنکَ ، والآخِرةَ قریبةٌ منکَ .

امام على علیه السلام : همانا دنیا از تو جدا شدنى و آخرت به تو نزدیک است .

عَظَمةُ ما فی الآخِرةِ

«انْظُرْ کَیْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلَى‏ بَعْضٍ وَلَلْآخِرَةُ أَکْبَرُ دَرَجاتٍ وَأَکْبَرُ تَفْضِیلاً» .

عظمت امور آخرت‏

«بنگر که چگونه برخى از ایشان را بر برخى دیگر برترى داده‏ایم ودرآخرت درجات وبرتریها، برتر و بالاتر است».

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام : وکلُّ شی‏ءٍ مِن الدُّنیا سَماعُهُ أعظمُ مِن عِیانهِ ، وکلُّ شی‏ءٍ مِن الآخرةِ عِیانُهُ أعظَمُ مِن سَماعِهِ ، فَلْیَکْفِکُم مِن العِیانِ السَّماعُ ، ومِن الغَیبِ الخَبَرُ .

امام على علیه السلام : و هر چیز دنیا ، شنیدن آن بزرگتر از دیدن آن است ؛ و هر چیز آخرت ، دیدن آن بزرگتر از شنیدن آن است . پس ، به جاى دیدن آخرت و مشاهده آنچه از دیدگان شما پنهان و در پس پرده غیب است ، به همان شنیدن و خبر یافتن (توسط پیامبران) اکتفا کنید .

الآخِرةُ دارُ القَرارِ

«یا قَوْمِ إِنَّمَا هذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِیَ دَارُ القَرَارِ» .

آخرت ، سراى ماندگار

«اى قوم من! این زندگى دنیا کالایى بیش نیست. و این آخرت است که سراى بقاست».

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام : مَن عَمَّر دارَ إقامتِهِ فهُوَ العاقلُ .

امام على علیه السلام : کسى که خانه‏ماندگارى خود را آباد سازد ، خردمند است .

v  عنه علیه السلام : الدُّنیا أمَد ، الآخرةُ أبَدٌ .

امام على علیه السلام : دنیا تمام شدنى است ، آخرت همیشگى است .

فضلُ الآخرةِ

«قُلْ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقى‏» .

برترى آخرت‏

«بگو: کالاى دنیا اندک است و آخرت براى کسى که تقوا داشته باشد بهتر است».

v  الإمامُ علیٌّ علیه السلام : لَیسَ عنِ الآخرةِ عِوَضٌ ، ولَیستِ الدُّنیا للنَّفْسِ بِثَمَنٍ .

امام على علیه السلام : آخرت هیچ جایگزینى ندارد و دنیا بهاى آدمى نیست .

ذِکرُ الآخِرةِ

یاد آخرت‏

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام : ذِکرُ الآخرةِ دَواءٌ وشِفاءٌ، ذِکرُالدُّنیا أدْوَأُ الأدواءِ.

امام على علیه السلام : یاد آخرت داروست و درمان ، یاد دنیا بدترین درد و بیمارى است .

v عنه علیه السلام : مَن أکثَرَ مِن ذِکرِ الآخِرةِ قَلَّتْ مَعصیتُهُ .

امام على علیه السلام : هر کس که زیاد به یاد آخرت باشد ، گناه و نافرمانى او کم شود !

العَمَلُ للآخِرةِ

کار براى آخرت‏

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : اعمَلْ لِدُنیاکَ کأنّکَ تَعیشُ أبداً ، واعمَلْ لآخرتِکَ کأنّکَ تَموتُ غَداً .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : براى دنیاى خود چنان کار کن که گویى جاودانه مى‏زیى و براى آخرتت چنان کار کن که گویى فردا خواهى مرد .

v عنه صلى الله علیه وآله : مَن أصبَحَ وأمسى‏ والآخِرةُ أکبرُ هَمِّهِ جَعلَ اللَّهُ الغِنى‏ فی قلبِهِ ، وجَمَع لَه أمرَهُ ، ولَم یَخرُج مِن الدُّنیا حتّى‏ یَستکمِلَ رزقَهُ . ومَن أصبحَ وأمسَى‏ والدُّنیا أکبرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللَّهُ الفَقْرَ بینَ عینَیهِ ، وشتَّتَ علَیهِ أمْرَه ، ولَم یَنَلْ مِن الدُّنیا إلّا ما قُسِمَ لَهُ

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : هر آن کس که در طول شبانه روز بزرگترین همّش آخرت باشد ، خداوند بى‏نیازى را در دل او جاى و کارش را سامان دهد و از دنیا نرود مگر وقتى که روزى‏اش را کامل دریافت کرده باشد . و هر آن کس که در طول شبانه روز بزرگترین همّش‏دنیا باشد ، خداوند (مُهر) فقر و نادارى بر جبینش زند و کارش را پریشان سازد و از دنیا به چیزى بیش از قسمت خود نرسد .

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام : لا یَنْفَع العَمل لِلآخرة مَعَ الرغبَة فی الدُّنیا .

امام على علیه السلام : با رغبت به دنیا ، کار براى آخرت بى‏فایده‏است .

الوَصِیَّةُ

وصیّت‏

«کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ» .

«بر شما مقرّر شده است که چون یکى از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالى برجاى گذارد، براى پدر و مادر و خویشاوندان (خود) به طور پسندیده وصیت کند. (این کار) حقّى است براى پرهیزگاران».

v رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : الوَصِیَّةُ حَقٌّ على‏ کُلِّ مُسلمٍ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : وصیّت کردن وظیفه هر مسلمانى است .

v عنه صلى الله علیه وآله : الَمحرومُ مَن حُرِمَ الوَصیَّةَ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : محروم (از رحمت خدا) کسى است که از وصیّت کردن محروم شود .

v عنه صلى الله علیه وآله : ما یَنبَغی لامرئٍ مُسلمٍ أن یَبِیتَ لَیلَةً إلّا ووَصیَّتُهُ تَحتَ رأسِهِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : بر هیچ مسلمانى سزاوار نیست که شبى را سپرى کند ، مگر این که وصیّتش زیر سرش باشد .

v الإمامُ الباقرُ علیه السلام : مَن لَم یُوصِ عِندَ مَوتِهِ لِذَوی قَرابَتِهِ مِمَّن لا یَرِثُهُ فَقد خَتَمَ عَمَلَهُ بمَعصِیَةٍ .

امام باقرعلیه السلام: هرکس در هنگام‏مرگِ خود، براى خویشاوندانش که از او ارث نمى‏برند وصیّت نکند ، عمل خود را به معصیتى ختم کرده‏است .

 الإضرارُ والحَیفُ فی الوَصیّةِ

نهى از ضررزدن و ظلم و حقّ‏کشى در وصیّت‏

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام : مَن أوصى‏ ولَم یَحِفْ ولَم یُضارَّکانَ کَمَن تَصَدَّقَ بهِ فی حَیاتِهِ .

امام على علیه السلام : هر کس وصیّت کند و (در وصیّت خود) ستم نکند و (به وارث) زیان وارد نیاورد ، مانند کسى است که آن (مال مورد وصیت) را در زمان حیات خود صدقه داده باشد .

v عنه علیه السلام : الحَیفُ فی الوَصیَّةِمِن الکَبائرِ .

امام على علیه السلام : ستم و حقّ‏کشى در وصیّت ، از گناهان کبیره است .

v الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : مَن أوصى‏ بالثُّلُثِ فَقَد أضَرَّ بالوَرَثَةِ ، والوَصیَّةُ بالخُمسِ والرُّبعِ أفضَلُ مِن الوَصیَّةِ بالثُّلُثِ .

امام صادق علیه السلام: هرکه به یک‏سوم (دارایى‏اش) وصیّت کند به وارثان ضرر زده است و وصیّت کردن به یک پنجم و یک چهارم از وصیّت به یک سوم افضل است .

تعداد بازديد اين صفحه: 3565
تعداد بازديد کنندگان سايت: 17998117 تعداد بازديد زيرپورتال: 190137 اين زيرپورتال امروز: 93 سایت در امروز: 4040 اين صفحه امروز: 2
کلیه حقوق این سایت متعلق به شهرداری کرج می باشد.